زیانهای مرگبار ملاس چیست؟ |
|||||||||||||||||
|
به گزارش خبرنگار حوزه کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از اخبار الیوم، ملاس یکی از انواع تنباکو است که طعم آن برای افراد قلیانی جذاب و متمایز است، زیرا برخلاف سیگار دود زیادی دارد. ملاس از طریق ترکیب با عصاره تفاله میوه خشک شده مطابق با طعم و مزه مورد نظر مانند عطر و طعم لیمو و نعناع تازه درست می شود. ملاس حاوی مقادیر زیادی نیکوتین و دهها ماده سرطان زا و مضر است، علاوه بر این حاوی عناصر طعم و رایحهای است که به استعمال کننده آن احساس طبیعی میدهد. شاید بارزترین نگرانی درباره ملاس مورد استفاده در قلیان این است که تحت هیچ گونه نظارت و پیگیری بهداشتی قرار نمیگیرد، به گونهای که حاوی موادی است که خطر عوارض جانبی آنها مشخص نیست؛ بنابراین روی جعبههای تنباکو، تصاویری از میوههای سالم کشیده میشود و مسلم است که تبلیغات رایج درباره طعم و رایحه جذاب آن تنها توجیهی گمراه کننده برای ایجاد این تصور در مصرف کننده است که این ترکیب ملاس چندان مضر نیست، بلکه بیشتر از میوه طبیعی مفید آن ترکیب شده است. زیانهای ملاس آسیبهای ناشی از استفاده از ملاس را نباید دست کم گرفت. این زیانها در بیماریهای خطرناکی مانند سرطان ریه، دهان و مری، معده، بیماریهای قلبی، بیماریهای ریوی و بسیاری از بیماریهای کشنده خود را نشان میدهد. علاوه بر این ملاس حاوی مقادیر مونوکسید کربن است که جایگزین اکسیژن میشود و عملکرد گلبولهای قرمز را مختل میکند همچنین طعم دلپذیر ملاس جوانان را در معرض اعتیاد قرار میدهد و آنها را به سمت مصرف روزانه سوق میدهد که باعث افزایش سطح نیکوتین در خون آنها میشود و به دلیل تشدید و افزایش سطح سل ریوی، بیماریهای انسداد مزمن ریوی و کاهش شدید و محسوس وزن کودکان تازه متولد شده به ریهها و تنفس آسیب جدی وارد میکند. علاوه بر این احتمال بروز بیماریهای دهان، دندان و لثه، بی حالی و احساس خستگی مداوم، به ویژه در ساعات اولیه صبح، همچنین احساس خستگی مفرط، تنگی نفس و ضربان قلب سریع هنگام انجام هر گونه تلاش عضلانی را افزایش میدهد.
|
تعطیلات آخر هفته افراد موفق |
|||||
|
مجموعه: متفرقه تعطیلات آخر هفته نقش بسیار مهمی در بازدهی ما در طول هفته دارد. اما اگر تمام تعطیلات خود را صرف خوابیدن، تماشای تلویزیون و گشت زدن در اینترنت کنیم این زمان طلایی را از دست می دهیم و استفاده ی لازم را از آن نمی بریم. افراد موفق از این نکته و اهمیت تعطیلات آخر هفته به خوبی آگاهند. اشتباه نکنید، آن ها در تعطیلات خود لزوما کار نمی کنند بلکه با ترفندهایی ساده تلاش می کنند از این زمان به مؤثرترین شکل ممکن استفاده کنند. در ادامه به ۸ کاری می پردازیم که افراد موفق در تعطیلات آخر هفته ی خود انجام می دهند.
۱- کارهای متفاوتی انجام می دهند تعطیلات آخر هفته باید با روزهای دیگر هفته متفاوت باشد و این در صورتی خواهد بود که در تعطیلات آخر هفته ی خود فعالیت ها و سرگرمی های متفاوتی داشته باشید که در طول هفته فرصت انجام آن ها را ندارید. برای مثال، در تعطیلات آخر هفته یک آشپز می تواند فوتبال بازی کند یا یک کارمند آشپزی کند و یا یک مهندس معمار ساز بزند. انجام کارهای متفاوت به ذهن و بدن این فرصت را می دهد تا بتوانند خود را در برابر فشارهای معمول روزهای دیگر هفته ترمیم کنند. به علاوه اگر در طول هفته فرصت ورزش کردن ندارید، می توانید این کار را در تعطیلات آخر هفته انجام دهید. ۲- برای تعطیلات خود برنامه ریزی می کنند اگر برای تعطیلات آخر هفته ی خود برنامه ای نداشته باشید احتمالا تمام وقت خود را صرف تماشای تلویزیون یا گشت زدن در اینترنت خواهید کرد. اگر به کارهایی که دوست دارید در تعطیلات آخر هفته انجام دهید فکر نکنید ممکن است تسلیم احساس خستگی تان شوید و با این توجیه تمام تعطیلات، خود را در خانه حبس کنید. نیازی نیست برنامه ریزی خیلی دقیقی برای لحظه لحظه ی تعطیلات داشته باشید، اما یک برنامه ریزی کلی برای انجام چند کار مفید کنید. به علاوه، برنامه ریزی باعث می شود در طول هفته لذت انتظار کشیدن برای یک فعالیت لذت بخش را تجربه کنید. تحقیقات حوزه ی روانشناسی نشان می دهد لذت انتظار برای یک کار (مثل سفر) بیشتر از لذتی است که در حین یا بعد از آن کار می بریم ۳- در ساعات پایانی تعطیلات کارهای سرگرم کننده و لذت بخشی انجام می دهند با انجام یک کار جالب و لذت بخش می توانید احساس افسردگی ساعت های پایانی روز جمعه را کمتر کنید. این کار باعث می شود به جای آنکه به صبح شنبه فکر کنید، تمرکزتان روی آن کار لذت بخش باشد و به این ترتیب به شما این احساس را می دهد که تعطیلات طولانی تر است. می توانید یک مهمانی شام با فامیل هایتان ترتیب دهید یا بعد از ظهر به کلاس یوگا بروید و یا داوطلبانه در فعالیت های خیرخواهانه برای افراد کم بضاعت شرکت کنید. ۴- حداکثر استفاده را از صبح های خود می برند صبح های روزهای تعطیل آخر هفته اغلب به هدر می رود و این زمان را به انجام کارهایی مثل تمیز کردن وسایل، شستن لباس ها و کارهایی از این دست می گذرانیم. اما اگر مایل باشید که قبل از خانواده از خواب بیدار شوید، صبح های تعطیلات آخر هفته زمان بسیار مناسبی برای فعالیت های شخصی ای مثل ورزش کردن است. اگر به جای ساعات میانی روز، صبح زود از خواب بیدار شوید و ۴ ساعتی را صرف ورزش کردن کنید برای فعالیت های دیگر خود مثل کارهای خانوادگی زمان بیشتری دارید و دچار مشکل نمی شوید. ۵- سنت های خانوادگی به وجود می آورند خانواده های شاد اغلب در تعطیلات آخر هفته کارهای گروهی ای انجام می دهند که احتیاجی به برنامه ریزی خاصی ندارد، مثل درست کردن پیتزا در شب های پنجشنبه، پیاده روی در پارک و درست کردن صبحانه در صبح های جمعه. این عادت های ساده خاطره ساز هستند و شادی بیشتری به اعضای خانواده می بخشند. ۶- چرت می زنند چرت های ظهرگاهی فقط مخصوص بچه های کوچک نیست. در میانه ی روز کمی چرت بزنید تا با این کار فرصتی برای استراحت بدن خود و استفاده از مزایای شگفت انگیز چرت زدن به وجود آورید.
۷- زمانی را برای انجام کارهای خانه تعیین می کنند به جای آنکه اجازه دهید کارهای خانه تمام تعطیلات آخر هفته ی شما را پر کند، زمان مشخصی را برای انجام این کارها در نظر بگیرید. وقتی محدوده ی زمانی مشخصی را تعیین می کنید این کار به شما انگیزه ی بیشتری می دهد تا کارهای خانه را زودتر تمام کنید و به سراغ فعالیت های دلخواه تان بروید
۸- از تکنولوژی کمتر استفاده می کنند استفاده ی کمتر از تکنولوژی در تعطیلات آخر هفته برای مغز مفید است. دوری از کامپیوتر، تلفن همراه و استرس های کاری برای یک مدت زمان محدود، فرصتی برای امور دیگر زندگی تان به وجود می آورد. همه ی اعضای خانواده را تشویق کنید که برای یک روز یا حتی چند ساعت تلفن های همراه شان را کنار بگذارند. این کار شما را وا می دارد ارتباط متفاوتی با همسر، دوستان و فرزند خود داشته باشید. اگر مجبور هستید آخر هفته ها هم کار کنید، به جای آنکه تمام روز گهگاه مشغول کار باشید، زمان مشخصی را برای تمام کردن کارتان در نظر بگیرید. |
اصول مهم برای پولدار شدن |
||||||||||
|
مجموعه: متفرقه پولدار شدن زیاد سخت نیست. فقط کافیست اراده کنید. در این مقاله اصولی را که باید برای پولدار شدن رعایت کنید را گردآوری نموده ایم. با ما همراه باشید! چگونه پولدار شویم؟ بسیاری از اشخاصی که بدنبال یافتن بهترین روش های کسب موفقیت و ثروت شخصی هستند، همیشه با مقاله های بلندی روبه رو می شوند که توصیه های متنوعی در خود گنجاندهاند و بعضا هم قابل اجرا نیستند، یا دست کم تحقق آنها برای همه افراد ممکن نیست.
اما تقریبا همه توصیه های موجود در راستای کسب درآمد و پولدار شدن را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: کمتر از درآمد خود خرج کنید. این عقیده در سبک زندگی و تناسب اندام هم مصداق دارد: کمتر از آنچه می سوزانی، کالری مصرف کن!
در همین راستا ما در ادامه این مطلب ۱۰ تک جمله در رابطه با موفقیت در بیزینس شخصی و راه های کسب درآمد بیشتر را برایتان نوشته ایم که می توانید با سرلوحه قرار دادن آنها در کارها و امور زندگیتان به اهداف بزرگ خود دست پیدا کنید. برای آشنایی با این توصیهها تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.
سرمایه گذاری به شکل ساده و قابل توضیح وارن بافت، یکی از ثروتمندترین سرمایه گذارهای جهان گفته: «در مدارس و دانشگاه های تجارت و کسب و کار اصولا به رفتارهای عجیب و سخت و پیچیده نمره و پاداش بیشتری می دهند، اما واقعیت این است که کارهای ساده همیشه اثرگذاری بیشتری دارند.»
این مساله به خصوص در سرمایه گذاری بسیار حائز اهمیت است. همچون ارائه یک معامله پیشنهادی اگر شما نتوانید آن را در یک یا دو جمله توضیح دهید احتمال اینکه نتوانید آن را به انجام برسانید هم زیاد خواهد بود. به گونه ای سرمایه گذاری کنید که بتوانید آن را برای کودک خود توضیح دهید.
سرمایه گذاری روی توانایی های خود سعی کنید وقت خود را صرف خودتان کنید. هر روز بر مهارت و توانایی هایتان بیفزایید و ارتباط های اجتماعی بیشتری داشته باشید. ورزش و تناسب اندام را در اولیت زندگی روزمره خود قرار دهید. با همین کارهای به ظاهر ساده میتوانید نتایج بلند مدت ارزشمندی در زندگی کسب کنید.
وقتی روی خود و مهارت های خود سرمایه گذاری می کنید، نتایج بهتری هم کسب خواهید کرد. بهترین سرمایه گذاری شما روی خودتان است.
پول خود را برای خرید اجناس دور نریزید وقتی پول و سرمایه خود را صرف خرید اجناس مختلف می کنید، فقط همان اجناس برایتان باقی می مانند نه پول و سرمایه!
همانطور که ارزش پول هر روز کمتر می شود، لذت و شادمانی پس از خرید یک لباس یا کفش نو هم خیلی سریع از بین می رود. بنابراین، دفعه بعد که می خواهید کفش نو برای خود بخرید از خود بپرسید آیا واقعا به آن نیاز دارید یا خیر. اگر لازم ندارید، پول خود را برای خرید آن دور نریزید.
بیزینس شخصی وقتی کارمند یا کارگر فرد دیگری هستید، هرگز از یک حد مشخص حقوق شما بیشتر نمیشود. با کار کردن برای بقیه نمی توانید بیشتر از آنچه دیگران برایتان ارزش قایل هستند و فکر می کنند به آن اندازه ارزش دارید، درآمد داشته باشید.
سعی کنید یک بیزینس شخصی برای خود راه اندازی کنید تا در زندگی پیشرفت کنید. وقتی برای دیگران کار می کنید درآمد شما همیشه محدود است.
پس انداز کردن برخلاف تصور عام، پسانداز یک هزار تومان برابر با درآمد یک هزار تومان نیست؛ بلکه بیشتر از آن ارزش دارد. اگر شما بتوانید بیشتر از هزینه کردن در زندگی خود پس انداز داشته باشید سریع تر می توانید به ثروت دست پیدا کنید. پس انداز کردن یک هزار تومان مثل این است که سه هزار تومان درآمد داشتهاید.
به جای اینکه بدنبال یافتن روشی برای کسب درآمد بیشتر باشید، به این فکر کنید که چگونه میتوانید پول و مبلغ بیشتری را در هر ماه پسانداز کنید. دنبال کردن این هدف چندان سخت نیست، فقط کافی است تعداد دفعاتی که به رستوران، کافه یا سینما میروید را کاهش دهید. همچنین از خرید وسایل و محصولاتی که نیازی به آن ندارید و فقط خوشتان آمده هم دست بردارید.
ارزش قایل شدن برای علاقه مندی ها و مهارت های خود پول و آینده زندگی شما برای هیچ کسی غیر از خودتان اهمیت ندارد. این را همیشه به یاد داشته باشید که فقط «خود» شما هستید که به آینده و پولتان اهمیت می دهید و دلسوزتر از خودتان در زندگی تان وجود ندارد. پس برای علاقه مندی ها و مهارت های خود ارزش بیشتری قایل شوید.
گرفتن وام در حد توان مالی شاید در نگاه اول تصور کنید که با وام گرفتن می توانید سریع تر به اهداف مالی خود دست پیدا کنید. اما به این نکته توجه داشته باشید که چندین سال طول می کشد تا قسط های این وام را پرداخت کنید. قرض گرفتن هم به همین صورت است، شاید با قرض گره کوچکی از زندگی خود باز کنید، اما در نهایت باید آن را نیز پس بدهید و چه بسا این قرض گرفتن هر ماه شما را عقب تر نگه دارد.
قبل از وام گرفتن به این فکر کنید که چقدر طول میکشد تا آن را پس دهید و چه تاثیری روی زندگی شخصی شما خواهد داشت. قرض یا وام گرفتن خیلی آسان است و یک دقیقه وقت می گیرد، اما پس دادن آن شاید تا آخر عمر طول بکشد.
قرض گرفتن در حد توان مالی هرگز بیشتر از آنچه در توانتان هست پول قرض نگیرید زیرا این امر در نهایت به شکست مالی و مشکلات بیشتری در زندگی شما منتهی خواهد شد. بیشتر از توان مالی خود پول قرض نگیرید.
سبک زندگی خود را داشته باشید متاسفانه گاهی پیش می آید که نظر دیگران برایمان مهم می شود و سعی می کنیم برای حرف مردم یک سری کارها را انجام دهیم که شاید به ضررمان تمام شود. چه اهمیتی دارد که دیگران در مورد زندگی، خانه یا ماشین ما چه فکری دارند! سعی کنید ماشینی خریداری کنید که با سبک زندگی و روحیه و بودجه شما همخوانی دارد و برای مردمی که همیشه حرف و نظر دارند، خود را در سختی و مشکل مالی نیندازید. این زندگی شماست، بنابراین به سبک خود زندگی کنید!
منبع : rooziato.com |
رابطهتان پُر از عشق است یا هوس؟ |
||||||
|
مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج برای کسانی که در روابط عاطفی به سر می برند و هنوز در دوست داشتن طرف مقابل خود دچار شک و دودلی هستند، بهتر است تفاوت بین عشق و شهوت را بشناسند تا با قاطعیت بیشتری ادامه رابطه را سر بگیرند.
تشخیص عشق و هوس به هر عاشق و معشوقی این فرصت را می دهد که بهتر تصمیم بگیرد و بداند که فرد مقابل چه نیت و هدفی دارد. در ادامه این مطلب از برترین ها شما را با حرکات و نگاه های عاشقانه و یا فریب دهنده آشنا می کنیم.
8 حقیقت برای تشخیص عشق و هوس
1) آیا رابطه شما بی قید و شرط است؟ اغلب رابطه بین دختر و پسر یا بین زن و شوهر دارای قید و شرط است، رابطه ساخته شده با ستون های عشق باید بی قید و شرط باشد. اگر شریک عاطفی شما دائم به جست و جوی چیزی بهتر در شماست قطع به یقین این هوس است نه عشق.
عشق بی قید و شرط یعنی محبت ما برای همدیگر براساس یکسری رفتارها و خصوصیات خاص نباشد. باید همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه خوش هیکل است یا چون هر شب برایتان شام درست می کند. این همان عشقی است که نامزدها و زوج های تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بی قید و شرط آن عشقی است که همیشه تا قبل از اینکه زندگی واقعی خود را نشان دهد همه چیز زیباست.
2) هیچ وقت مفیدی را با هم نمیگذرانید خیلی راحت می شود تحریک شدن را با عشق اشتباه گرفت. شاید در این برهه حرف زدن نوعی کسالت و وقت تلف کردن به نظر برسد، ولی اگر با هم حرف نزنید پس از چه راه دیگری می توانید نسبت به یکدیگر شناخت پیدا کنید؟
فرد مقابل می تواند به راحتی در مورد مسائل زندگی مثل مسائل مالی، بچه ها و چیزهایی که او را می ترساند با شما صحبت کند چرا که برای او مهم ترین هدف پیش بردن زندگی و بهبود آن به همراه شماست.
اما زمانی که چیزی جز هوس نباشد او چیز زیادی در مورد شما نمی داند تنها از رنگ مورد علاقه تان اطلاع دارد و می داند در چه رشته ای تحصیل کرده اید. بیشتر اوقات هم از پرسیدن سؤالات عمیق در مورد شما طفره می رود از ترس اینکه مبادا جواب خوبی به او ندهید یا چیزهایی بفهمید که به صلاحش نیست.
3) آیا شما با هم مهربان هستید؟ عشق به این معناست که شما در هر حالت روحی و جسمی باز هم همدیگر را دوست دارید و دائم مراقب هم هستید و بهم دیگر محبت می کنید. ولی وقتی برخلاف این باشد یعنی هر دو طرف سعی در مراقبت از عشقشان ندارند چیزی جز هوس بین آنها نیست.
آیا شریک عاطفی شما، سعی می کند در مورد شما بداند و یا سوالی راجع به اینکه روز خود را چگونه گذرانده اید، از شما می پرسد؟ آیا او سعی در ارتباط با شما در چت های مختلف و بحث های شخصی دارد؟ اگر جواب این سوال ها مثبت هست، به شما تبریک می گوییم شما صاحب عشق واقعی هستید.
برعکس شهوت شما را به یک روابط فیزیکی کوتاه مدت هدایت می کند، که هیچ یک از مشکلات و گرفتاری های شریک عاطفی تان شما را نگران نمی کند. 4) تشخیص عشق و هوس از روی برخی حرکات زمانی که شریک عاطفیتان، به شما نگاه می کند و خیلی سریع شانه هایش را به سمت بالا جمع می کند و به سمت جلو می دهد. در این حالت احتمالا شما حرکتی انجام داده اید که او توجهش به سمت شما جلب شده است. وقتی مردی رفتارهای یک زن را تحسین می کند و او را مورد مناسبی برای ازدواج می داند کاملا ناخودآگاه شانه هایش را به سمت جلو می آورد و جمع می کند. این حرکت در مردان نشان دهنده محبت عمیقی است که در دل داشته و دوست دارند به نوعی آن را ابراز کنند.
زمانی که چشم در چشم می شوید او کمی سرش را به سمت راست یا چپ کج می کند. کج کردن سر یک حرکت کاملا ناخودآگاه در مردان است که وقتی نسبت به زنی احساس نزدیکی می کنند از خود نشان می دهند. این حرکت و ژست را زمانی مردها نشان می دهند که به زنی علاقه مند شده اند ولی خودشان این شجاعت را ندارند که جلو بروند و علاقه شان را ابراز کنند و از زن خواستگاری کنند. در واقع او با کج کردن سر، خود را آسیب پذیر نشان می دهد تا بتواند در دسترس تر باشد یا شاید می خواهد خود را مجذوب تر نشان دهد.
5) آیا ارتباط شما فقط به ظاهر شریک شما محدود شده است؟ روزی که شما برای اولین بار شریک عاطفی خود را ملاقات کردید به یاد دارید؟ برایتان جذاب بود یا نه؟ اگر کسی که به شما پیشنهاد می دهد فقط برای شما جذاب باشد این هوس و شهوتی زود گذر است. شریک عاطفی تان وقتی تحت هر شرایط با شما باقی بماند، حتی اگر نسبت به هر کسی جذاب نباشید، این عشق است نه هوس زود گذر.
6) آیا شریک عاطفی شما از علائق شما خبر دارد؟ اگر شریک عاطفی شما رنگ مورد علاقه تان را می داند و یا ظرفی را که شما دوست دارید و به شما در مورد فعالیت هایش خبر می دهد و یا اینکه در مورد شما نگرانی دارد، تمامی این حرکات به عنوان عشق در نظر گرفته می شود.
هوس و شهوت شریک شما، او را در مورد خواسته ها و علائق شما بی اهمیت می کند.
7) شریک زندگی شما همه چیز را در مورد شما می داند یا نه؟ اگر فردی واقعا به شما علاقمند باشد حتما راجع به خانواده و دوستانش با شما صحبت خواهد کرد، به گونه ای که بدون دیدنشان می توانید راجع به آنها حدسی بزنید. حتی دوست دارد راجع به شما نیز با دوستان و خانواده اش صحبت کند.
ولی فردی که سعی می کند شما را از این موضوعات دور نگه دارد، فقط دنبال رابطه زودگذر و شهوتی است.
اگر چه عشق و شهوت هر دو با احساس مشابهی شروع می شوند، ولی به مرور که رابطه رشد می کند و شما شریک زندگی خود را بیشتر می شناسید می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا این رابطه عشق است یا هوس؟
8) هیچ وقت با هم جایی نمی روید تفاوت میان عشق و هوس در چیست؟ عشق یعنی شریک شدن هر چیزی با هم؛ که شامل رفتن به جاهای مختلف و دیدار آدم ها هم می شود. اگر به نظر می رسد کانون رابطه شما اتاق خواب است و نقطه برجسته تمام قرارهایتان همان جا است، پس قطعا پای چیز دیگری در میان است که شما به آن توجه ندارید.
منبع: برترین ها
|
8 نکته مهم برای برنامهریزی یک ماهعسل رویایی |
||||||
|
مجموعه: نامزدی، عقد و بعد از ازدواج 8 نکته مهم برای برنامهریزی یک ماهعسل رویایی بعد از ماه ها برنامه ریزی عروسی و آماده سازی مراسم جشن، ماه عسل معمولا یکی از دقیق ترین و با برنامه ترین سفر هایی است که شما رفته اید و یا تا به حال خواهید رفت. از ساحل دریا تا ماجراجویی در جنگل، گزینه های نا محدودی پیش روی شماست. در ادامه فوت و فنهایی را برای کمک به شما که در پی برنامه ریزی سفر هستید پیشنهاد میکنیم.
6. به جاهایی می روید که رسم و رسوم خاصی دارند؟ از تمام این سنت های ویژه لذت ببرید. از غذا ها و نوشیدنی های محلی، مراسم ها و جشن های آیینی و باستانی و رفتار هایی که آنجا «رسم» است... باور کنید حتی به ذهنتان هم خطور نمی کند چقدر ممکن است هیجان انگیز و جذاب باشد.
7. یک برنامه شلوغ را برنامه ریزی نکنید. در سفر شما بسیار خوشحال خواهید بود که برای استراحت و تمدد اعصاب زمان دارید. |
پایانِ همگناه؛ سریالی که شاهکار نبود، اما محبوب بود |
|||
|
روزنامه توسعه ایرانی - ایمان عبدلی: دنیای سریالبازها دنیای پیچیدهای شده، یعنی مثل هر پدیده دیگری در ایران، این جا هم دوقطبی یا حتی چندقطبیگری در میان طرفداران تماشای سریال دیده میشود. درواقع نوعی میل به کَلکَل یا روکمکنی یا چیزی شبیه به اینها در میان ما وجود دارد که هر چیزی و هر پدیدهای را وارد شکلی از کُریخوانی میکند و خب در دنیای کُریخواندنها آن چه که اولویت دارد، تعصب است! حرفت نباید برگردد و منطق در دورترین فاصله از من و تو قرار گرفته، متعصبها برای اثبات حرف خودشان به هرچیز روا و ناروا دست میاندازند و همین حس و حال، حالا و این روزها در میان سریالبازها حاکم است. گروهی دیدن سریال ایرانی را یک امر وقت تلفکُن و مبتذل میدانند و با ارجاع به کیفیت سریالهای تولید کمپانیهایی مثل اچبیاو و یا نتفلیکس، سریال ایرانی را تحقیر میکنند. از طرفی گروهی دیگر احتمالا از سرِ تنبلیِ ذهنی، تمایلی به تماشا و تطبیق با سریالهای روز دنیا را ندارند، اما به هر حال هیچگاه همه واقعیت، یک طرف، قرار نگرفته، واقعیت، مفهومی توزیع شده و غیرقابلانحصار است. یعنی این که تماشای توامان سریالهای باکیفیت خارجی و برخی سریالهای قابلقبول داخلی، برسازندهی ذهنیتی خواهد بود که هم از داستان و تخیل کردن سیراب میشود و هم با لذت بدون مرزبندی و جهتگیری مواجه میشود. با چنین ذهنیتی همانطور که در همین یکی دوماه گذشته سریالهایی مثل «مردم معمولی» ساخته بیبیسی را دیدم، به تماشای «همگناه» هم نشستم، به هر حال این مجموعهایست که در دوران عسرت و کاهلی سیمای میلی و از دریچه یک ویاودی، موفق شده طرفداران قابل شماری برای خودش دست و پا کند و تقریبا از همان میانههای پخش فصل اولش، تاکید روی این نکته که این سریالی متفاوت با جریان روز «نمایش خانگی» هاست، نقل محافل مجازی بود. جریان روز نمایش خانگیها یعنی همان سریالهایی مثل: «دل» و یا «مانکن» که با عرضه جهانی کارتونی از مناسبات آدمها، نسخهای ایرانیزه از سریالهای «جِم» ارائه دادند و میدهند، به هر حال در این پلتفرم کمآبرو وارد شدن، کار دشواریست، چون حداقل ذهنیت عدهای از مخاطبان حرفهایتر با کلیت این جریان شفاف نیست و اصلا این منازعات مالی و مساله پولشویی هم که سرکنگبین ماجرا را بر صفرایش فزوده. در همین اوضاع مثلا سریالی، چون «آقازاده» ظهور پیدا میکند که به طریقی دیگر در کمآبرویی نمایش خانگی همافزایی میکند، درخشش تکستارههایی مثل «شهرزاد» و یا «قهوه تلخ»، بیشتر تکیه بر نبوغ سازندگانش دارند و حاکی از ریلگذاری موفق نیست. «همگناه»، اما کیایی را به عنوان نویسنده و کارگردان بالای سر خودش دارد و آن سابقه ذهنی که از او داریم، او را آدمی فارغ از رانتبازیهای مرسوم نشان میدهد، به هر حال او نه «بهرنگ توفیقی» ست و نه «منوچهر هادی»! اما اینها فرامتنِ ماجراست و اصل قضیه بضاعت سریالسازی در ایران است، پلات یا طرح همگناه به مانند بسیاری از ساختههای این سالها محدود و متاثر از محدودیت لوکیشن است، لوکیشنی که عموما حالا باید لاکچری هم باشد. این هم به تبع میل کنجکاوانه بخشهایی از جامعه در رصد امر «لاکچری» به عنوان یک امر جذاب و در عین حال دور از دسترس است و هم به این دلیل است که خب فضای «لاکچری» جذابیت بصری دارد و کار فیلمبردار و کارگردان را در میزانسن و دکوپاژ راحتتر میکند، تو دائم کادرهایی میفروشی که فیالنفسه جذابیت دارد و آن «آنِ» اولیه ایجاد میشود. در «همگناه»، اما داستان مربوط به خانواده صبوریست و محور ماجراها درباره اصالت خانوادگیست! مفهومی که البته راه را برای برداشتهای استعارهای و تحلیلهای سیاسی باز میکند، اما اینجا ورود نمیکنم و دایره تفسیر را بستهتر و احتمالا منطقیتر نگه خواهم داشت. داستان «همگناه» با طرح یک جداافتادگی آغاز میشود، جدایی چندین ساله یک پدر و فرزند، فریبرز و پیمان، روند داستان در چند قسمت اولیه کمی کُند است و جز چند رفت و برگشت زمانی، حول محور کاراکتر فریبرز، اتفاق خاصی نمیافتد. ما در پنج قسمت ابتدایی فصل اول با معارفهای کمجان از کاراکترهایی مواجهیم که بعدتر میفهمیم همه عضو خانواده صبوری هستند و در یک خانه ویلایی در شمال شهر زندگی میکنند. کنار هم قرارگیری کاراکترها و داستانهایشان از حیث امکانات فیلمنامه، شبیه به همان خانههای قمرخانمیِ فیلمفارسیهاست، این برچسب البته در اینجا معنای مستقل و فارغ دارد و قرار نیست، به مثابه انگ و یا یک صفت منفی عمل کند. این تمهید کنارهم قرارگیری البته تمهیدی مشترک در بسیاری از سریالها هست و اصلا ساختههای نتفلیکس هم بعضا از همنشینی محدود در یک لوکیشین به نفع تمرکز روی داستانپردازی استفاده میکنند، نمونهی فراگیرش همان «مانیهایست» که از دزدی در یک بانک و از یک اتاق، جهانش را به بیرون بسط میدهد. مشکل، اما در «همگناه» از جایی شروع میشود که خیلی دیر و کُند از کل به جزء میرسد، از خانواده صبوری و دغدغه اصالت خانوادگی به زیرشاخههای داستانیاش که هر کدام واجد گرهافکنیهاییست که جذابیت را جلا میدهد و در خدمت مفهوم و مضمون قرار میگیرد. فاز اولیه سریال یا همان معارفه کاراکترها نه خوب نوشته شده و نه خوب کارگردانی، در واقع اگر درباره تکتک کاراکترها با طرح مساله مواجه میشدیم و بعد به فاز کشف و شهود درباره هر کدام از آنها میرسیدیم، سریال همگنتر و منسجمتر نشان میداد. همان اتفاقی که درباره دو کاراکتر پیمان و فریبرز افتاده، در ابتدا با مساله آنها مواجه میشویم و بعد رفته رفته لایههایی از کاراکتر آنها برداشته میشود، البته این روند درباره فرهاد هم اتفاق افتاده، اما روش کارگردان برای دیگر کاراکترها اینگونه نیست. برای همین هم اجرا در «همگناه» اجرای یکدستی نیست. این اجرای بعضا شلخته، و این داستانگوییِ نه چندان منسجم، آثار منفیاش را در سطوح و فازهای دیگری نشان میدهد، گاهی یک کاراکتر درست مهندسی شده، به شخصیت میرسد، مثل: «آرمان» که البته در ابتدا تیپ نشان میدهد و، اما از صدقه سرِ شناخت درست کیاییِ کارگردان از این جنس آدمها پیشتر مثلا در «بارکد» هم شناخت دقیقش از این سنخ کاراکترها را نشان داده بود) آرمان به بلوغ خوبی میرسد و بعضا سریال را روی کاکل خودش میچرخاند. این رویه، اما واحد نیست و از بد حادثه، همان فریبرز و پیمانی که در جای درستی از قصه قرار گرفتهاند، دو بازی بسیار ضعیف ارائه میدهند که البته بخشی از گناه بر گردن کارگردان هم هست. آقای پلیس داستان که همان پرویز پرستویی باشد، هر بار که دیالوگی میگوید انگار که در میانه فیلمی از حاتمیکیا قرار دارد، او دائما دیالوگهایی میگوید که شاعرانه و حکیمانه است و البته در حالتی ادا میشود که یک چشم نازک شده و چشم دیگر هوشیار است! مهدی پاکدل هم قربانی بازی ضعیف خودش و کارگردانی آسانگیر شده، او در بسیاری از لحظات در حد یک مدل مو جوگندمی «مکش مرگ ما» نقش ایفا میکند، از حیث میمیک ما را به لحظات تافتزدهی استاد گلزار میبَرَد. عدم تعادل و عدم بالانس آفتِ «همگناه» است، این سریال جایی، چیزی برای تراز کردن آدمها و وقایع، کم گذاشته و دائما این نقصان به چشم میآید. گاهی یک کاراکتر معطل و درمانده مثل لیلا در سریال وجود دارد و گاهی یک شخصیت پخته و بالغ مثل زیبا، باورش دشوار است که کاراکتر لیلا و زیبا هر دو از یک مجموعه بیرون آمده باشند. همین تفاوت درباره پرداخت خانواده رحمان و قیاس آن مثلا با پرداخت جمع سهنفره «آرمان، سامان و سیما» وجود دارد. اولی پر از کلیشه و سادهاندیشی و فرضهای غلط و دِمُده، کجای یک دختر پایینشهریِ مستمند، در این روزگار یکسانسازیِ ذهنیِ پسا اینترنت، اینگونه است که در سریال کیایی، تصویر شده؟ این شکل تصویرکردن خانوادهای از جنوب شهر بیشتر متناسب با حال و هوای سینمای ۵۰ سال پیش است. از آن طرف تصویر خانهی سامان با آن آکسسوار درهم و رنگهای پر از تنالیته، دقیق و درست و باورپذیر است. سیمای یک ترنس و دو جوان خوشگذران که در ادبیات و طراحی، با حوصله و وسواس خلق شدند، کلمات آنها و واکنشهایشان به ماجراهای مختلف حاکی از شناخت دقیق دارد و البته اجرا در این بخش دست مریزاد دارد. شیب کُند قسمتهای ابتدایی ناگهان از اواخر فصل اول، تند میشود و حوادث و آدمها در سیری تو در تو قرار میگیرند، گرهافکنی و گرهگشاییها شدت میگیرد، همزمان فیلمساز به گوشههای مختلف پیرامونش نقبی میزند و آن وحدت فرضی مضمونی که حول اصالت از دست رفته خانوادگی شکل میگرفت، شیرازهاش از دست میرود و از حیث ژانر هم گاه سریال به یک تریلر معمایی نزدیک میشود، در داستانهای مربوط به پرویز، گاه، درامی اجتماعی میشود در داستانهای مربوط به نسرین و رحم اجارهای، گاه ملودرام میشود در داستانهای مربوط به زیبا و یا سارا. سریال، کشش ایجاد میکند، اما همزمان دچار تشدد و تشویش است.
تشدد از این لحاظ که تمام فرزندان خانواده صبوری معضل دارند و محض اندکی واقع نمایی، حتی یک مورد زندگی نرمال وجود ندارد! همه زندگیهای سریال به شکلی چیدمان شده و تصنعی، درگیرودار تنش و دروغ است. فرهاد، آرمان، سارا، پیمان، سیما و حتی امین، هیچ کدام شکلی از نرمالبودگی را ندارند و از تشدد به تشویش میرسانند. در واقع فیلمنامه به جای تمرکز بر این ایده مرکزی و گسترش آن در خرده روایتهای مرتبط، پرسه میزند و شبیه چند کلونی بهم پیچ خورده رفتار میکند. برای جمع کردنِ چنین ملغمهای ناگزیر باید باور کنیم که پدر و مادر فِیک و تحصیلکرده نیکی، حاضر شدهاند یک سال نقش بازی کنند! باور کنیم که خانواده صبوری همینطور الابختکی عروس میگیرند و باور کنیم که اگر کسی موهایش جوگندمی بود به کافیشاپ که رفت، دبلاسپرسو خواهد خورد. از این حفرهها باز هم هست و، اما قرار نیست از یاد ببریم که مثلا عشقِ زیبا و آرمان، درآمده و صدای قربانی روی کار نشسته، رویا تیموریان و مسعود رایگان شسته رفته نقشهایشان را درآوردهاند، جذابیت سکانسهای پلیسی را هم از یاد نبریم، و البته پدرام شریفی که باید منتظر باشیم بیشتر از اینها هم بدرخشد و در مجموع و با تلاش بر حصول نگاهی واقعبینانه، میتوان «همگناه» را یک سریال متوسط ایرانی دانست که با فلاشبک و کلیپ وقت مخاطبش را تلف نمیکند؛ اما هنوز تا کاری مثل «شهرزاد» با آن حد از تمرکز و منطق روایی فاصله دارد. چیزی متوسط که میتوانست خیلی بهتر باشد و به معمولی بودن، بسنده کرده است. |
شبنم مقدمی به «آهوی من مارال» پیوست |
|||||||
|
ه گزارش حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، انتخاب بازیگران سریال نمایش خانگی «آهوی من مارال» ادامه دارد و شبنم مقدمی به عنوان تازهترین بازیگر به این سریال نمایش خانگی پیوست.
پیش از این حسن معجونی برای ایفای نقش ناصرالدین شاه قاجار و الهام کردا در نقش انیس الدوله با این پروژه، قرارداد بسته اند. در خلاصه قصه این سریال آمده است: ناصرالدین شاه، دست به ماشه برده تا آهویی صید کند که آهو چشمی، چون باد از راه رسیده و چون برق میگذرد و به دنبالش حال سلطان، صاحبقران میشود و... سریال «آهوی من مارال» به کارگردانی مهرداد غفارزاده، تهیه کنندگی مشترک سعید خندق آبادی و بهروز خوش رزم است.
|
تهیهکننده «بیگانه» درگذشت |
||||||||||||||
|
به گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از هالیوود ریپورتر، دیوید گیلر تهیهکننده و نویسنده هالیوود که برای مجموعه فیلمهای سینمایی «بیگانه» شناخته میشود، در ۷۷ سالگی درگذشت. گیلر که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی از چهرههای برجسته هالیوود بود، بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در بانکوک جان خود را از دست داد. والتر هیل فیلمساز و دوست قدیمی گیلر در بیانیهای نوشت: اگر دیوید را میشناختید میدانید که او خاص بود. توصیف جادوی شخصیت او دشوار است؛ گیلر بامزه، عصبانی و البته بسیار آگاه بود و اطلاعات زیادی هم داشت. این شانس من بود که با او بنویسم و فیلم تولید کنم و از همه مهمتر، نزدیک به ۵۰ سال دوست نزدیک او باشم. گیلر در ۱۹ سالگی به یک نویسنده تلویزیونی تبدیل شد و در ۲۵ سالگی نویسندگی فیلم «Myra Breckinridge» را بر عهده گرفت. او نویسندگی فیلمهای «شوخی با دیک و جین»، «عملیات مرداب» و «گودال پول» را نیز انجام داده است؛ اما فعالیت اصلی او در مجموعه فیلم بیگانه بود که حرفه او را بهبود بخشید. او نویسندگی دو فیلم «بیگانگان» در سال ۱۹۸۶ و «بیگانگان ۳» در سال ۱۹۹۲ را بر عهده داشت و علاوه بر آن تهیه کنندگی فیلم اصلی «بیگانه» در سال ۱۹۷۹ و هفت فیلم دیگر را نیز انجام داد. انتهای پیام/ |
|
سربازان فناور جذب میشوند |
|||||||||||||||||||||||||
|
به گزارش حوزه فناوری گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، با توجه به گفتمانسازی انجام شده از سوی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری پروژه سرباز فناور و امریه سربازی در این معاونت و دیگر دستگاههای اجرایی گسترش یافته است. با توجه به نیازمندیهای معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، نیروهای امریه سربازی باید در مقاطع کارشناسی یا کارشناسی ارشد از دانشگاههای دولتی فارغالتحصیل شده باشند. همچنین اولویت پذیرش با فارغ التحصیلان رشتههای مدیریت مالی، اقتصاد و حسابداری است. نیروهای امریه متقاضی استفاده از این فرصت کاری، باید بر مجموعه نرمافزار آفیس تسلط کامل داشته باشند. همچنین آشنایی ابتدایی با برنامه نویسی کامپیوتر نیز یکی دیگر از شرایط پذیرش است. برابر قانون، نیروهای متقاضی پذیرش به عنوان سرباز فناور و امریه سربازی در نهادهای دولتی نباید از غیبت برخوردار باشند و داوطلبان باید ساکن استان تهران باشند. منتخبان پذیرفته شده دوره خدمت سربازی خود را به صورت امریه در معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری سپری میکنند. با توجه به گفتمانسازی انجام گرفته از سوی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، در حال حاضر بسیاری از دستگاههای دولتی، فارغالتحصیلان با استعداد و نخبه دانشگاهی را به عنوان امریه جذب میکنند. امریه سرباز فناور نیز، نام یکی دیگر از بستههای خدمتی این معاونت است که به شرکتهای دانشبنیان و فعالان فناور زیستبوم نوآوری کشور اختصاص یافته است. مهلت ارسال رزومه تا ۱۵ دی ماه ۱۳۹۹ است.
|
اسناد علمی که ثابت میکند شکست ارتباطی با ضریب هوشی ندارد |
|||||||||
|
به گزارش خبرنگار حوزه فناوری گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، به نقل از "ساسه پست"، «تام فیلیپس» در کتاب خود با عنوان «انسان؛ خلاصه تاریخ شکست» میگوید: دانشمندان کمتر از دیگران اشتباه نمیکنند. او تاکید میکند که دانشمندان نیز در معرض کشف خطای جهان بینی شان قرار دارند و در معرض شکست های علمی هستند و علم نیز مانند هر چیز دیگری تحت فشار اجتماعی و سیاسی قرار میگیرد. علاوه بر این خطای انسانی که حتی بزرگترین ذهن انسان را در معرض شکست قرار می دهد، چالش دیگری پیش روی دانشمندان است. با الهام از این کتاب ، پنج شکست علمی را بررسی میکنیم که ثابت میکند توانایی های ذهنی ارتباطی با میزان موفقیت ندارند. هنگامی که آلبرت انیشتین یکی از بزرگترین اشتباهات علمی را مرتکب شد گرچه واژه «انیشتین» امروزه مترادف نبوغ شده است اما «آلبرت انیشتین» فیزیکدان مشهور پیش از اینکه به نماد نبوغ تبدیل شود، یک جوان دارای لکنت زبان بود و حتی معلمان او معتقد بودند که او کند ذهن است. انیشتین به دلیل داشتن روحیه سرکش از مدرسه اخراج شد و در ریاضیات شکست می خورد. با این وجود او در پایان توانست مفهوم فیزیک در کل جهان را تغییر دهد و از طریق «نظریه نسبیت عام» از فیزیک سنتی فراتر رود. تحقیقات او در مورد کشف قانون اثر فوتوالکتریک نیز برنده جایزه نوبل شد. انیشتین نه تنها یک دانشجوی شکست خورده بود ، بلکه یک کارمند شکست خورده نیز بود که کارت های بیمه زندگی را می فروخت و برای تأمین هزینه زندگی خود با بیش از یک شغل دست و پنجه نرم میکرد. حتی پدرش نیز با این باور که پسرش توان رسیدن به هیچ هدفی را ندارد است ، درگذشت. اگرچه او بعداً دانشمند مشهوری شد اما فعالیت علمی او بدون شکست سپری نشد، گویی که موفقیت تنها آخرین قدم در سفر است. برای مثال انیشتین در سال ۱۹۰۵، مقالات پژوهشی متعددی را در مورد تأثیر فوتوالکتریک، حرکت براونی و موارد دیگر منتشر کرد، تا جایی که این سال را به دلیل فراوانی تولید علمی سال معجزه نامیدند. از جمله این تحقیقات محاسبه اعداد «انرژی استراحت» است که بخشی از کل انرژی ذره است برخی آن را موفقیتی بی نظیر دانستند تا اینکه در نهایت خطای محاسبتی او مشخص شد. انیشتین در طول زندگی خود مرتکب چندین اشتباه شد، از جمله مواردی که دانشمندان از جدیترین خطاهای علمی مدرن میدانستند، افزودن «اصل کیهان شناسی» به معادلات نظریه نسبیت عام به منظور حفظ وضعیت ثابت در جهان بوده است. این معادلات در ابتدا بیان میکرد که گرانش باعث انقباض جهان میشود اما انیشتین آن را اشتباهی میدید که باید اصلاح شود، تا جهان را به حالت پایدار خود برگرداند، اعتقادی که در آن زمان در بین دانشمندان غالب بود. به همین دلیل انیشتین ثابت کیهان شناسی را به معادلات اضافه کرد، که سالها بعد در تئوری «بیگ بنگ» اشتباه آن ثابت شد. تئوری «بیگ بنگ» نشانگر بی ثباتی جهان، از نظر توانایی انبساط و انقباض آن را اثبات میکند. شکست علمی داروین در درک ژنتی «ماریو لیویو»، ستاره شناس در کتاب «خطاهای روشن» به «چارلز داروین» اشاره میکند و میگوید: او وقتی ایده تکامل از طریق انتخاب طبیعی را مطرح و چنین نظریه جامع را بیان کرد، نابغه و حیرت انگیز بود. به ویژه اینکه نظریه او به دلیل عدم دانش کافی در ریاضیات کاملاً از محاسبات ریاضی خالی بود. با این حال، این دانشمند بی نظیر نسبت قوانین وراثت و نحوه انتقال صفات بین موجودات زنده را نادیده گرفت. لیویو در کتاب خود «منشأ گونهها» به اصطلاح خطای درخشان چارلز داروین یا همان عدم آشنایی با ژنتیک را بررسی کرده است، زیرا داروین تاکید کرده است که صفات بین نسلها از طریق ترکیب خصوصیات پدر و مادر منتقل میشود، مانند رنگهای سفید و سیاه در قوطیهای رنگی که مخلوطی از رنگ خاکستری را ایجاد میکند. از نظر لیویو این تفسیر ساده، ناآگاهی داروین نسبت به موضوع وراثت را نشان داد، حتی اگر این نادانی نتیجه دانش رایج در آن زمان بوده باشد. به گفته لیویو، اشتباه مهلک داروین عدم آگاهی بود، زیرا این توضیح ساده اساساً با نظریه او در تضاد است. لیویو در این مورد میگوید: داروین متوجه این نبود که اگر یک گربه سیاه با یک میلیون گربه سفید ازدواج کند، نتیجه این اختلاط ژنتیکی ناپدید شدن تدریجی رنگ سیاه بین نسلهای جدید خواهد بود، تا زمانی که کاملا از بین برود و در نتیجه پایان دادن به گربههای سیاه غیر ممکن است. "سنگ فلاسفه" و میل انسان به تبدیل فلزات به طلا همه ما «آیزاک نیوتن» را که بنیانگذار علم فیزیک مدرن است، میشناسیم، اما آنچه در مورد این دانشمند نابغه نمیدانیم این است که او کیمیاگر بود و وسواس زیادی در شیمی داشت و این تمایل درونی در او برای تبدیل فلزات اساسی مانند آهن به طلا ایجاد شده بود، بنابراین او شروع به جستجوی «سنگ فیلسوف» این ماده افسانهای کرد که قادر به تبدیل هر فلزی به طلا است و کیمیاگران از قرون وسطی با آن مشغول بوده اند. علاقه نیوتن به شیمی یک راز نبود اما کشف فرمولهای شیمیایی برای آنچه که او به عنوان سنگ فلسفه توصیف میکرد یکی از رمز و رازهای تاریخ بود تا اینکه «لارنس پرینسیپ»، شیمیدان و مورخ علوم، نسخه خطی قدیمی مربوط به قرن هفدهم را در یک مجموعه خصوصی از کتابهای شیمی که توسط آیزاک نیوتون به خط خودش نوشته شده و آن ماده افسانهای را از نظر شیمیائی توصیف کرده، دست یافت. این سند چندین سال پیش کشف و در «بنیاد میراث شیمیایی» مستقر در فیلادلفیا ایالت پنسیلوانیا حفظ شد، در آن ما میتوانیم یک دستورالعمل - نقل شده توسط نیوتن از «جورج استارکی» شیمی دان - برای تهیه جیوه بیابیم که به عنوان ترکیب اصلی سنگ فلاسفه است و تصور میشود که میتواند سرب را به طلا تبدیل کند، اگرچه دانشمندان هنوز حتی یک مدرک پیدا نکرده اند که نیوتن توانسته است فلزات را به طلا تبدیل کند، اما آنها در حال مطالعه این سند برای درک گستردهتر از اقدامات و روشهای ویژه نیوتن هستند. پلی اتر؛ این قطره باعث از بین رفتن منبع آب کل مردم می شود در بحبوحه جنگ سرد بین آمریکا و شوروی، به ویژه در دهه ۱۹۶۰، دانشمندان شکل جدیدی از آب را کشف کردند که انتظار میرفت به یکی از موفقترین و خطرناکترین کشفیات علمی قرن بیستم تبدیل شود. در سال ۱۹۶۶ دو دانشمند اتحاد جماهیر شوروی با متراکم کردن بخار آب خالص در لولههای شیشهای فوق العاده نازک، نوع جدیدی از آب را اعلام کردند. آب جدید چسبناکتر بود. از آنجا که چگالی آن ۴۰ ٪ بیشتر از آب طبیعی بود، بنابراین قوام آن بیشتر شبیه روغن کودک بود. نقطه انجماد آن برخلاف آب عادی که در دمای صفر یخ میزند ۴۰ درجه سانتیگراد بود. همه چیز در اوایل دهه ۱۹۶۰ در یک آزمایشگاه کوچک در شوروی آغاز شد، زمانی که «نیکولای ویدیاکین»، دانشمند در انستیتوی فناوری استان کوستروما در روسیه، روی آب کار کرد و در مورد یک نظریه باستانی مربوط به قرن نوزدهم تحقیق انجام داد مبنی بر اینکه قطرات مفرد آب بسیار سریعتر از زمانی که در یک ظرف نگهداری به خصوص لوله شیشهای شوند، تبخیر میشوند. «ویلیام تامپسون»، معروف به لرد کلوین پیش بینی کرد که انحنای سطح آب بر سرعت تبخیر آن تأثیر میگذارد و این همان چیزی است که باعث شد دانشمند «ویدیاکان» قطرههای آب خالص را درون ظروف به اشکال مختلف قرار دهد و بخار آب را در یک لوله شیشهای به قطر موی انسان متراکم کند. نتایجی که ویدیاکان در زیر میکروسکوپ مشاهده کرد در عین حال عجیب و غیرمنتظره بود. هنگامی که قطرات آب خالص به دو ستون جداگانه مانند روغن و آب تقسیم شد، او پس از چندین بار آزمایش توانست نتیجه گیری کند که آب پایین لوله شیشهای از آب معمولی متراکمتر است. در آن زمان «بوریس دریایگین»، مدیر مرکز شیمی فیزیکی در مسکو به او پیوست و با هم آنها توانستند این «آب اصلاح شده» را به جهان ارائه دهند. این نوعی اختراع است که قادر به از بین بردن هر رودخانه در هر کشوری است که باعث ایجاد جنگ سرد بین ایالات متحده و روسیه سلطنتی آن شد، یک مسابقه پنهان بین جهان کمونیست و سرمایه داری، که طی آن هر یک سعی در نشان دادن نبوغ و برتری علمی خود نسبت به دیگری داشت. در سال ۱۹۶۹، دانشمندان در یک آزمایشگاه در ایالات متحده آمریکا با وجود دشواری آزمایش موفق به تولید آب جدید کافی شدند. ژورنال علوم در همان سال منتشر کرد که کشف «پلی اتر» منجر به انقلابی در دنیای شیمی میشود. آب جدید قرار بود در مبردها و روان کنندههای موتور استفاده شود، اما نگرانیها این بود که از آن به عنوان سلاحی در کاربردهای نظامی استفاده میشود. اگر مخلوط کردن این آب اصلاح شده با آب معمولی به معنای مجموعهای از واکنشها باشد، ممکن است مولکولهای آب معمولی را تحریک کند تا به شکل پلی اتر در آید. این بدان معنی بود که یک قطره از این آب میتواند منبع آب را از بین ببرد و آن را به یک مایع غلیظ و تمام نشدنی تبدیل کند. این کشف یک خطر واقعی برای بسیاری از دولتها باقی مانده بود، تا اوایل دهه هفتاد قرن گذشته، زمانی که دانشمند آمریکایی به نام «دنیس روسو» توانست کشف کند که «پلی اترها» توهم هستند و آنها اصلا وجود ندارند، بنابراین چرا دانشمندان سالهای زندگی خود و اموال کشورهارا صرف به دست آوردن یک قطره کثبف به تعبیر دانشمندان کردند. فلوگستن جز ماده مرموز قابل اشتعال در طول قرن هجدهم، دانشمندان مادهای مرموز را کشف کردند که در داخل مواد قابل اشتعال قرار دارد و هنگام سوختن مواد پنهان میشود. در آن زمان آنها آن را «فلوژستون» نامیدند و آن را نگین علوم رنسانس دانستند. در واقع، نظریه فلوژستون به عنوان چراغ روشنایی شیمیدان قرن هجدهم توصیف شد. این البته قبل از آن بود که دانش مدرن کشف کند که چنین مادهای وجود ندارد. آغاز نظریه فلوگیستون در سال ۱۶۶۹ بود، زمانی که «یوهان بیچر» پزشک و شیمیدان آلمانی کتابی درباره ماهیت مواد معدنی و سایر مواد منتشر کرد و ایدههای او در مورد احتراق و مواد معدنی مبنایی پایه ریزی این نظریه شد. بیچر پیش بینی کرد که مواد سوزانده شده حاوی برخی از اجزای قابل اشتعال هستند. این همان چیزی است که «عنصر احتراق» نامیده شد که هنگام آتش همراه با خاکستر در هوا آزاد میشود. این روند تا سال ۱۷۰۳ ادامه داشت، زمانی که «جورج استال» دانشمند و پزشک آلمانی نسخه گستردهای از نظریه بیچر را منتشر کرد و اجسامی را که هنگام سوختن از مواد آزاد میشوند تغییر نام داد و نام «لاهوب» بر آنها نهاد. نظریه استال این بود که تمام مواد قابل احتراق حاوی فلوژیستون هستند که هرچه درصد آن در یک شی بیشتر باشد، بهتر میسوزد.
در طول قرن هجدهم، نظریه فلوگستون، اصل اساسی هر واکنش شیمیایی بود. دانشمندان در آن زمان معتقد بودند که این عنصر احتراق ترکیب اصلی موجود در همه مواد است، بنابراین هر مادهای از عنصر فلوژیستون به همراه عنصر دیگری از طبیعت تشکیل شده است، خواه این عنصر آب، خاک یا اسید باشد؛ قابلیت اشتعال هر ماده به دلیل وجود عنصر احتراق در آن بود. این نظریه علمی تا پایان قرن هجدهم ادامه داشت، زمانی که «آنتوان لاووازیه»، دانشمند فرانسوی اکسیژن و نقش آن در احتراق و خواص آن را کشف کرد. او توانست در طی آنچه به عنوان «انقلاب شیمیایی» معروف شد، نظریه دروغین فلوژیستون را رد کند و اثبات کرد که این نظریه علمی که شیمی برای یک قرن کامل بر اساس آن بنا شده است، مبنی بر یک عنصر واهی است. |
تعداد صفحات : 0

ساختمان بارکا | امین سلطان پور